الشيخ المنتظري

217

درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )

احتمال اوّل : كتاب و سنّت منطبق بر راه وسط مى شوند ، يعنى شما كه در راه وسط واقع شديد همان راه كتاب و سنّت است . در اين احتمال بايد فعل « ينطبق » را در تقدير بگيريم تا متعلّق « عليها » باشد . احتمال دوّم : كتاب و سنّت شاهد راه وسط مى باشند ، و راه وسط را به شما مى فهمانند . در اين احتمال بايد « يشهد » را در تقدير بگيريم تا متعلّق « عليها » باشد . اگر ما نقل كافى را ملاك قرار بدهيم راه وسط منطبق بر شخص اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) مىشود ; فواتح سور را كه در ابتداى بعضى از سوره هاى قرآن است اگر جمع كنيم و مكرّرات را حذف كنيم ، اين جمله به دست مى آيد : « صراط علىّ حقّ نمسكه » راه على راه حقّى است كه ما به آن چنگ مى زنيم . در حديث است كه : « الصّراط صراطان : صراط فى الدّنيا و صراط فى الآخرة ، فامّا الصّراط فى الدّنيا فهو الامام المفترض الطّاعة . . . » ( 1 ) راه دو راه است : راهى در دنيا و راهى در آخرت ، راه در دنيا امام واجب الاطاعة است ، و راه آخرت همان پل صراط است كه بر روى جهنم قرار دارد ، و از مو باريك تر و از شمشير برّنده تر است ، مع ذلك اولياء خدا مثل برق از آن عبور مى كنند . در حقيقت صراط مجسّمى كه معيار حق و حقيقت است و انسان بايد بر طبق آن عمل كند همان امام واجب الاطاعة است كه مصداق شاخصش حضرت اميرالمؤمنين ( عليه السلام ) مى باشد . اين كه حضرت فرمود : « باقى الكتاب » به اين معنا نيست كه قرآن تحريف شده است و مقدارى از آن از دست رفته و باقيمانده آن مورد نظر است ، بلكه اين از قبيل اضافه صفت به موصوف است يعنى « كتاب باقى » . پيغمبراكرم ( صلى الله عليه وآله و سلم ) فرمود : من از بين شما مى روم و دو چيز گرانبها در بين شما باقى مى گذارم يكى كتاب و ديگرى عترتم . پس معنا اين مىشود : كتابى كه بعد از رحلت پيامبر ( صلى الله عليه وآله و سلم ) باقى مانده است . بعضى به شيعه نسبت داده اند كه قائل به تحريف كتاب مى باشند ، اما اين تهمت

--> 1 - تفسير صافى ، تفسير سوره فاتحه ، ج 1 ، ص 72 ; و معانى الاخبار ، ص 32